تبليغاتX
... منتظرم تا که او برگردد ...

در انشقاق عرش، از روزنه‏ای گشاده به سمت فرش، رحمت‏خداوندی بر انسان نازل شد.

عرشیان گلی از باغستان خدا هدیه فرشیان کردند.

و هنوز فرشیان عطر آن گل را در مشام خود دارند

و هر جا که آفتاب بر آن بتابد و باران بر آن ببارد، عطر آن گل را فرایاد می‏آورند.

انتظار، خیرگی چشمهای زمینیان است؛ شاید به آن روزنه‏ای که عرش گشوده است.

چشم دوختن به آن خورشیدی است که از روزنه در تابش است و انوار بهشتی بر زمین می‏افشاند،

اما ...

روزگار غریبی است، روزهای انتظار...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 87/06/21 و ساعت 5 بعد از ظهر |