
در روایتى كه از امام محمّدباقر(علیه السلام) نقل شده،
چون در آن ساعتى كه دشمنان،
پروردگارا! آیا از كسانى كه برگزیده و فرزند برگزیده تو را
با این قائم از دشمنان حسین(علیه السلام) انتقام خواهم گرفت.
(دلائلالامامة، ص 239)

در روایتى كه از امام محمّدباقر(علیه السلام) نقل شده،
چون در آن ساعتى كه دشمنان،
پروردگارا! آیا از كسانى كه برگزیده و فرزند برگزیده تو را
با این قائم از دشمنان حسین(علیه السلام) انتقام خواهم گرفت.
(دلائلالامامة، ص 239)

امروز داشتم این دو بیت شعر را زیر لب زمزمه میكردم
و وقتی به پایان مصرع اول میرسیدم دوباره از اولش شروع میكردم به خوندن ...
قـطـعـه گــم شده ای از پـر پـرواز کـم است
یـازده بـار شمـردیـم و یـکـی بـاز کــم است
این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است
ورد زبونم شده بود و طوطیوار تكرارش میكردم، مثل نواری كه وقتی به آخرش میرسه دوباره برمیگرده و از اول شروع میكنه.
همین طور كه داشتم با لحن ها و آواهای مختلف برای خودم میخوندم و صدامو زیر و بم میكردم،
نمیدونم چطور شد كه یك دفعه توی مصرع آخر گیر افتادم و دیگه نتونستم ادامه بدم...
"... نه اقیانوس است عرق شرم زمین است كه سرباز كم است"
شاید بیشتر از 100 بار با خودم زمزمه كرده بودم ولی...
ذهنم مشغول شد و دوباره افتادم تو وادی بحث و جدل های درونی.
ـ عرق شرم!
ـ اونم عرق شرم زمین!
ـ زمین كه جون نداره (البته در ظاهر)!
ـ پس چرا زمین شرم میكنه؟
ـ یعنی اشیاء و جامدات از انسان بیشتر امام زمانشونو میشناسن؟
ـ سرباز!
ـ چرا سرباز كم هست!
ـ یعنی این قدر سرباز كمه كه زمین میخواد سرباز آقا باشه؟
ـ پس ما چیكارهایم؟
ـ ان شا الله سرباز آقا میشیم.
ـ سرباز آقا؟
ـ سرباز آقا باید چطوری باشه؟
ـ تو اصلاً لیاقتشو داری؟
ـ خوب، حالا كه تو شایستگی اون رو نداری، این همه آدم امام زمانی هست.
ـ شبهای سهشنبه جمكرانو كه دیدی، شب نیمه شعبانو كه دیگه نگو، همه امام زمانین...
داشتم به قول معروف خودمو توجیه میكردم كه مصرع اول اومد جلوی چشمم...
"این همه آب كه جاریست نه اقیانوس است عرق شرم زمین ..."
ـ اقیانوس!
ـ آب جاری!
ـ یعنی این همه آدم كه دم از امام زمان میزنن...
به فدای مظلومیت و غربتت یا ابا صالح المهدی(عجل الله تعالی فرجه)
میدونم آقا جان كه اگه یار و یاور باوفا داشتی و مردم واقعاً و از روی صدق دل میخواستنتون، خدا اذن ظهور را میداد.
نمیدونم كی میفهمیم واقعاً یتیمیم.
من که خیلی خیلی شرمندهام آقا جان.
حلالم كنید.
به جان مادرتان قسم، حلالم كنید...
كشتی نوح بر روی امواج خروشان آب به سرزمین كربلا میرسد، چنان ترس و اضطراب نوح را فرا میگیرد كه رو به آسمان كرده میگوید «پروردگارا! همه دنیا را سیر كردم و دلهرهای مانند این سرزمین به من دست نداد» پس جبرئیل فرود آمده و پیام داد كه «ای نوح این جا قتلگاه حسین(ع) است» پس نوح و كشتی نشستگان بر او میگریند و قاتلانش را لعن میكنند.
سلیمان نشسته بر قالیچه و سوار بر باد به سرزمین كربلا میرسد طوفانی به پا میشود و بساطش را به هم میریزد و چون در آن زمین فرود میآید باد را سرزنش میكند و باد لب به سخن میگشاید و روضه آغاز میكند: «ای پیامبر خدا! میدانی؟ اینجاست شهادتگاه فرزند آخرین پیامبر» پس سلیمان میگرید...

كجاست كربلا! گوئی دروازهای است كه برای ورود به شهر بندگی و عشقورزی به خالق چارهای جز عبور از آن نیست و برای طی مسیر و سلوك میبایست از حسین مدد گرفت. چنان كه همه اولیاء و پیامبران در طول حیات خود برای یك بار هم كه شده این سرزمین را زیارت كردند و بركشته آن گریستند و اظهار ارادت و محبت خود را نسبت به خاندان رسول اكرم(ص) ابراز داشتند و دشمنان آنها را لعن كردند.
پس سنت سوگواری و عزاداری و ذكر مصائب سالار شهیدان حضرت اباعبداللهالحسین(ع) نه تنها پس از عاشورا در بین شیعیان و دوستداران اهل بیت جاری شد بلكه قبل از آن میان همه اولیاء و رسولان و پیامبران از حضرت آدم تا حضرت خاتم(ص) جریان داشت و عاملی برای تعالی مرتبه بود.
اما چرا؟ چه حادثهای دركربلا رخ داد و چه رازی در عاشورا نهفته است كه یادآوری آن و ناله و فغان بر آن چنان شور و حرارتی در دلها ایجاد میكند كه آدمی را از انفعال و كسالت خارج ساخته و انگیزه عدالتخواهی و حقطلبی را در او دو چندان میكند. تا آنجا كه حاضر است از سر جان و مال هم بگذرد و خود را فدا كند.
چنان كه بسیاری از فرقهها و نهضتهای مختلف ظلم ستیز از این استعداد و قوه برای مقاصد خود استفاده كردند مثلاً مهاتما گاندی وقتی میخواهد برای آزادی هندوستان از دست استعمارگران انگلیسی روش مبارزه دهد مردم را به پیروی از سرمشق امام حسین(ع) دعوت میكند و از قیام او الگو میگیرد و یا امام خمینی(ره) در كنار حركت و قیامی كه آغاز كرد به عزاداری و سوگواری محرم كه تا آن زمان به طور منفعلانه و صرفاً برای رسیدن به پاداش اخروی برگزار میشد جهت داد.
از امام معصوم نقل شده است كه وقتی سه نام مقدّس «محمّد» و «علی» و «حسن» پشت سر هم بیاید چهارمی حتماً «قائم» است. قائم به معنی كسی كه برای دفاع از حق و اجرای عدالت دست به شمشیر میبرد و قیام میكند. پس در عالم دو قائم وجود دارد یكی امام حسین(ع) كه به فرمان الهی برای اقامه عدل و احیای سنتها قیام نمود. «من خارج نشدم برای خودپسندی و گردنكشی و فساد و بیدادگری، من قیام كردم برای اصلاح امت جدم، برای امر به معروف و عمل به سیره جدم» و دیگری نهمین فرزند حسین بن علی(ع) مهدی موعود(ع) چنانچه وقتی ابوحمزه ثمالی از امام باقر(ع) سؤال میكند مگر همه شما قائم به حق نیستید؟ حضرت میفرمایند بلی همه قائم به حقیم و ابوحمزه سؤال میكند پس چگونه حضرت صاحبالامر(ع) را قائم نامیدهاند؟ میفرمایند«چون جدم حسین(ع) شهید شد، ملائكه صدا به گریه بلندكردند و گفتند: ای خداوند آیا از قتل برگزیده خود و فرزند پیامبر خود غافل میشوی؟ پس حق تعالی فرمود كه قسم به عزت و جلالم از ایشان هر چند كه بعد از زمانها باشد توسط مهدی(ع) انتقام خواهم گرفت.
پس دو امام قائم و دو قیام كه قیام اول به ظاهر پیروز نشد و امام كشته شد و قیام دوم كه وعده الهی است مكمل قیام اول و پیروزی نهایی.
اما اكنون كه دوره غیبت امام امت است و قیام و قیامتی به پا نشده، تكلیف ما چیست؟! و چه وظیفهای برای ما تعریف شده است؟! كدام آرمان و آرزو را باید در دل پروراند؟ چگونه میتوان به حسین(ع) اقتدا كرد؟!

در چه مسیری؟! جواب سؤالها را میتوان از كلام همان دو امام قائم به روشنی دریافت، وقتی كه هر یك نسبت به دیگری اظهار ارادت و اشتیاق خود را نشان میدهد.
امام مهدی(ع) در زیارت ناحیه میفرماید:
«سلام كسی كه اگر با تو دركربلا میبود با جانش، از تو در مقابل تیزی شمشیرها محافظت مینمود و نیمه جان ناقابلش را فدای تو میكرد، جانش فدای جان تو و اهل بیتش سپر بلای اهل بیت تو میبود».
و وقتی از حسین بن علی(ع) پرسیدند: آیا مهدی(عج) به دنیا آمده است؟ فرمودند: «نه و اگر زمان او را درك كنم تمام عمرم را به او خدمت خواهم كرد».
پس این گونه جایگاه و مقام امام را مشخص و راه و رسم خدمت و ارادت به او را آموزش میدهند تا در هر زمان آن گونه باشیم كه برای امام از جان و مال و فرزند بگذریم و با او همراه شویم.
پس چارهای نیست جز آن كه قالیچه دلهایمان را بر فراز كربلا به پرواز درآوریم و با چشمانی گریان و قلبی محزون با شهدای كربلا هم عهد شویم و درس وفاداری و ایثار و عشقورزی به امام زمان را از ایشان بیاموزیم همان طور كه علمدار كربلا رجز میخواند «اگر دو دستم قطع شود از حمایت دین و امام زمانم دست برندارم و از آن روی برنگردانم» باید حسینی شویم تا منتظر بمانیم و باید حسینی شویم و به حسین لبیك بگوئیم «لبیك! ای دعوت كننده به سوی خدا نه یك بار بلكه هفت بار لبیك اگرچه پیكرم نتوانست دعوت تو را به هنگام دادخواهی تو پاسخ گوید و زبانم نتوانست به هنگام ندای یاری طلبانهات به تو لبیك گوید، اینك، قلب، چشم، دل و اندیشه و جانم تو را پاسخگوست...»
باید حسینی شد و طالب عدل و امام عادل و برای تحقق آرمان بزرگ سیدالشهداء مجاهده نمود و مجلس عزاداری و سوگواری ما باید در این جهت یاری رسان باشد و الا در زمانی كه ظلم حاكم است و فساد و تباهی جهان را فرا گرفته و بدعتها جایگزین سنتها شده و اجرای دستورات خدا بر زمین مانده و جهل و فقر و تجاوز گریبانگیر مسلمین و مردم مستضعف جهان است برپایی مجلس عزای حسینی صرفاً به امید بخشش گناهان و ورود به بهشت و بهرهمندی و لذت معنوی چه فایدهای دارد و چه مشكلی را حل میكند. باید بر حسین گریه كرد و قیام كرد و با امام قائم همراه شد و برای خدمت و دفاع از امام دل را به دریای بلا سپرد و كربلائی شد. باید حسینی شویم!
سلام بر حسین كسی كه به خونش جانش را ارزانی داشت،
سلام بر كسی كه در پنهان و آشكارش خداوند را فرمان برد،
سلام بر كسی كه خداوند در خاكش شفا را قرار داد،
سلام بر كسی كه اجابت دعا در زیر گنبدش میباشد،
سلام بر كسی كه امامان از فرزندان و ذریهاش هستند؛
سلام بر آغشته به خون...

سلام بر [كسی كه] خیمه[اش] دریده شد،
سلام بر پنجمین اهل كساء.
سلام بر غریب غریبان،
سلام بر شهید شهیدان،
سلام بر كشته [به دست] پسرخواندگانِ مشكوكتبار،
سلام بر سكونتیافته كربلا،
سلام بر كسی كه فرشتگان آسمان بر او گریستند،
سلام بر كسی كه فرزندانش پاكشدگانند.
سلام بر یعسوب و امیر آیین،
سلام بر محل فرود آمدن برهانها،
سلام بر امامانِ سرور، سلام بر (گریبانها) قلبها و سینههای به خون آمیخته،
سلام بر لبهای پژمرده شكننده [از تشنگی]،
سلام بر جانهای از بیخ و بن بریده،
سلام بر روحهای به پنهانی ربوده شده،
سلام بر پیكرهای عریان،
سلام بر جسمهای لاغرِ و رنگباخته،
سلام بر خونهای جاری شده،
سلام بر عضوهای بریده شده،
سلام بر سرهای برافراشته گشته،
سلام بر زنان سر برهنه گردیده.
سلام بر حجت و گواه پروردگار جهانیان،

سلام بر تو و بر پدران پاكیزهات،
سلام بر تو و بر پسران شهادتطلبت،
سلام بر تو و بر فرزندان و ذریه یاریكنندهات،
سلام بر تو و بر فرشتگان ملازم و همراه آرامگاهت،
سلام بر كشته شده مظلوم،
سلام بر برادر مسمومش،
سلام بر علی اکبر،
سلام بر شیرخوار كوچك.
سلام بر بدنهای غارت شده،
سلام بر عترت و خاندان نزدیك و خویشاوند،
سلام بر مجادلهكنندگان در بیابانهای پهناور،
سلام بر دورافتادگان بدون كفن،
سلام بر سرهای جدا شده از بدنها،
سلام بر حسابكننده شكیبا،
سلام بر ظلمشده بدون یاور،
سلام بر سكنا گزیده در خاك پاكیزه،
سلام بر صاحب گنبد بلند مرتبه.
سلام بر كسی كه خداوند با جلالت پاكیزهاش فرموده،
سلام بر كسی كه جبرئیل بدو مباهات كرده،
سلام بر كسی كه میكائیل در گهواره با او سخن گفته (سرگرمش كرده)،
سلام بر كسی كه حرمتش گسسته گردید،
سلام بر كسی كه خونش به ظلم ریخته شد،
سلام بر به خون زخمهای غسل داده شده،
سلام بر جامهای تیرها آب داده شده،
سلام بر كسی كه ستم بر او جایز شمرده شده،
سلام بر سر بریده شده در میهمانی [در كنار نهر]،
سلام بر كسی كه ساكنان قریهها او را دفن كردند.
سلام بر كسی كه شاهرگش بریده شده،
سلام بر مدافع بدون یاور كمككننده،
سلام بر سپیدموی محاسن خضاب كرده،
سلام بر گونه و رخسار خاكآلود،
سلام بر بدن غارت شده برهنه،
سلام بر دندانهای پیشین به هم كوبیده شده توسط چوب [خیزران]،
سلام بر سرِ افراشته شده،
سلام بر جسمهای عریان در بیابانهای پهناور كه گرگان درنده آنها را میگزیدند
و درندگان مزه خون و گوشتشان را چشیده، به گردشان میگردند.

سلام بر تو ای آقای من و بر فرشتگان بال گشوده [خواستار فرود] اطراف گنبد تو كه بسیار احترام كننده به تربتت هستند؛ طواف كنندگان صحن و فضایت، واردشوندگان بر زیارتت.
سلام بر تو همانا قصد تو كردهام و آرزومند رستگاری نزد تو هستم.
سلام بر تو، سلام آشنای به حرم و مقامت، خالص در ولایت و دوستیات، نزدیكی جوینده به خداوند به وسیله محبتت، دوری جوینده از دشمنانت.
سلام كسی كه قلبش به مصیبت و سختی تو زخمی و مجروح و اشكش در هنگام یاد تو ریزان است.
سلام دردمندِ گرفته و محزون وشیدای فروتن.
سلام بر كسی كه اگر با تو در كربلا بود از تو با جانش از تیزیهای شمشیرها نگاه میداشت،
و باقیمانده روحش ـ عمرش ـ را برای تو در معرض مرگ میانداخت
و در پیش رویت كارزار میكرد و تو را در برابر آنانی كه بر تو هجوم آورده و شوریده بودند یاری میكرد
و روح و جسد و مال و فرزندش را فدای تو مینمود،
و روحش فدای روحت و خانوادهاش نگاهدار و مدافع خانوادهات باد.
پس اگر روزگار [ولادت] مرا به تأخیر انداخته و مقدرات مرا از یاریت دور كرده و برای كسانی كه با تو دشمنی كردند مبارزه نكردم و با كسانی كه با تو دشمنی كردند ستیز ننمودم،
پس صبح و شام برایت ناله میكنم و به جای اشك برایت خون میگریم
برای حسرت بر تو و اندوه و تأسف بر آنچه تو را گرفتار كرد
و شعلهور و در سوز و گداز تا اینكه [از] بیقراری سختیها و مصیبتها و غصه اندوهگینی [به خاطر از دست دادن فرصتها] بمیرم.

شهادت میدهم كه همانا تو نماز را بهپا داشتی و زكات را پرداختی
و به نیكی فرمان دادی و از بدی و ستمكاری بازداشتی
و خداوند را فرمان بردی و از او سرپیچی نكردی
و به او و ریسمانش چنگ آزیدی در نتیجه از او خشنود شدی
و از خداوند ترسیدی و او را در نظر گرفتی و به او پاسخ گفتی و به روش او سلوك نمودی،
و آشوبها را فرو نشاندی و به سوی رشد
و هدایت خواندی و راههای استواری را آشكار كردی
و در [راه] خداوند آنگونه كه شایسته جهادش بود كارزار كردی.
و تو برای خداوند فرمانبردار بودی و برای نیایت [حضرت محمد] (ص) پیرو،
و برای سخن پدرت شنوا و به سوی [اجرای] وصیت و سفارش برادرت شتابگر كوشا،
و برای پایههای دین بلندكننده، و برای سركشی و طغیان درهم كوبنده،
و بر آشوبگران و طغیانگران سختگیر كوبنده،
و برای امت نصیحتگر و در لحظات مرگ ستایشگر و تسبیح كننده
و بر گناهكارانِ هرزه درگیر شونده
و به حجتها و دلیلهای خداوند قیام كننده
و برای اسلام و مسلمانان رحمكننده (بخشایشگر)
وبرای حق یاور و در هنگام بلا و گرفتاری شكیبا و برای دین نگهبان و از محدوده آیین دفاعكننده.

هدایت را نگاه داشتی و یاریش كردی و عدل و داد را گستردی و آن را پراكنده ساختی
و آیین را یاری كردی و آشكارش ساختی
و كسی كه دین را بازیچه شمرده بود بازداشتی و او را راندی و پست را از شریف بازستاندی.
و در حكم میان توانا و ضعیف مساوات قرار دادی و تو باران بهاری [محبت به] یتیمان و بیپدران بودی
و بازدارنده مردمان [از بدی] و عزت اسلام و گنجینه احكام و همپیمان نیكویی،
رهرو جدت و پدرت و در وصیت شبیه برادرت [هستی].
وفا كننده به امان دادنها، دوستدار خوبیها[ی] نیكو، كَرمهای آشكار،
نماز شبگزار در تاریكیها، برپاگر روشها، بخشنده به مخلوقات [خداوند]، بزرگِ پیشینیان نیكو نسب، با حسبِ زیاد و فراوان، با رتبههای بلند، با مناقب فراوان، با سرشتهای ستوده، با موهبتهای بسیار، بردبارِ رشید بازگشت كننده [به سوی خدا]، سخی، دانا، شدید، پیشوای شهید، آموزشگر، انابه كننده، و دوستدارنده ترسان [هستی].
برای رسول(ص) فرزند بودی و برای قرآن سند و برای امت بازو، و در فرمانبری كوشا، نگاهبان عهد و پیمان، كنارهگیر از راههای گناهكاران و هرزگان، عطاكننده و بخشنده به مسكینِ به سختی افتاده، صاحب ركوع و سجودهای طولانی.
كنارهگیر در دنیا، همانند كنارهگیری كوچكننده از آن، و نگرنده به دنیا، به دیده ترسندگان از آن، آرزوهایت از آن (دنیا) بازداشته شده و همت و تلاشت از آرایشهایش برگرفته شده،
از شادمانیاش به سان چشمی كه بر آن چیزی بخورد و آبریزان شده و بسته گردد، چشم پوشیده و اشتیاقت در مورد آخرت شناخته شده و مشهور است.
تا اینكه آن هنگام كه بیداد دستش را از آستین برون كرد و ستم پرده از روی اسلحهاش برداشت و گمراهی پیروانش را فراخواند، در حالی كه تو در حرم جدّت ساكن بودی و برای ستمگران دوری گزیر نشسته در خانه و محراب عبادتگاه، دوری گزیده از لذتها و شهوتها، زشتی را با قلبت و زبانت به مقدار توان و امكانت زشت میشمردی، سپس موقعیت چنان ایجاب كرد كه پرچم انكار و مخالفت برداری و تو را بر آن داشت كه با عیاشان و هرزگان كارزار كنی پس با فرزندان و خاندان و پیروان و دوستانت به راه افتادی و حقیقت را به روشنی و درستی آشكار كردی و به سوی خداوند با حكمت و پند و اندرزهای نیكو فراخواندی و از پلیدی و طغیان و سركشی بازداشتی و با تو با ستم و دشمنی برخورد كردند.
****
گزيدهای از ترجمه زيارت ناحيه مقدسه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف