تبليغاتX
... منتظرم تا که او برگردد ... - اگر بخواهیم، او می آید...
بسم رب المهدی

انتظار ظهور يك مصلح بزرگ آسمانى، و اميد به آينده و استقرار صلح و عدل جاويدان، امرى فطرى و طبيعى است كه با ذات و وجود آدمى سر و كار داشته و با آفرينش هر انسانى همراه است و زمان و مكان نمى شناسد و به هيچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد.
از اين رو، همه افراد طبق فطرت ذاتى خود مايل هستند روزى فرا رسد كه جهان بشريّت در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تأييد و عنايت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات يافته، شور و بلوا در جهان پايان پذيرد و انسانها از وضع فلاكت بار موجود نجات يابند و از نابسامانى و ناامنى و تيره روزى خلاص شوند و سرانجام به كمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه اى نايل آيند. به همين دليل، در تمام اديان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى ـ كه در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنايتها و خيانتهاى ضدانساني خاتمه خواهد داد و شالوده حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنيان خواهد نهاد ـ سخن به ميان آمده و تمام پيامبران و سفيران الهى در اين زمينه به مردم با ايمان جهان، نويدهايى داده اند. در اين زمينه، يكى از نويسندگان معروف چنين مى نويسد:"موضوع ظهور و علايم ظهور، موضوعى است كه در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهميّت خاصّى است. صَرفِ نظر از عقيده و ايمان كه پايه اين آرزو را تشكيل مى دهد، هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشريّت، و طالب تكامل معنوى وقتى كه از همه نااميد مى شود، و مى بيند كه با وجود اين همه ترقّيات فكرى و علمى شگفت انگيز، باز متأسّفانه بشريّت غافل و بى خبر، روز به روز خود را به سوى فساد و تباهى مى كشاند و از خداوند بزرگ بيشتر دورى مى جويد، و از اوامر او بيشتر سرپيچى مى كند؛ پس بنا به فطرت ذاتى خود متوجّه درگاه خداوند بزرگ مى شود، و از او براى رفع ظلم و فساد يارى مى جويد. از اين رو در همه قرون و اعصار، آرزوى يك مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خداپرستان وجود داشته است؛ و اين آرزو نه تنها در ميان پيروان مذاهب بزرگ، مانند: زرتشتى و يهودى و مسيحى و مسلمان، سابقه دارد، بلكه آثار آن را در كتاب هاى قديم چينيان و در عقايد هنديان، و در بين اهالى اسكانديناوى و حتّى در ميان مصريان قديم و حتّى بوميان مكزيك و نظاير آنها نيز مى توان يافت."(مقدّمه كتاب"مهدى موعود"ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار، ص177؛ و مهدى انقلابى بزرگ، ص57، به نقل از كتاب علایم الظهور)
در کتاب شریف بحار الانوار (جلد 51 صفحه 151 حدیث 6) حدیثی از امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده است که ملاک رضایت ائمه علیهم السلام از مردم در زمان غیبت حضرت ولی عصر علیه السلام را بیان می فرمایند.
روایت از یونس بن عبد الرحمان است که از امام کاظم علیه السلام سؤال می کند:
یابن رسول الله انت القائم بالحق؟
فقال انا القائم بالحق ولکن القائم الذی یطهر الارض من اعداء الله و یملاها عدة کما ملئت جورا هو الخامس من ولدی له غیبة یطول أمدها خوفاً علی نفسه یرتدّ فیها أقوام و یثبت فیها الآخرون ثم قال علیه السلام: طوبی لشیعتنا المتمسکین بحبّنا فی غیبة قائمناً الثابتین علی موالاثنا و البرائة من اعدائنا اولئک منّا و تحق منهم قد رضوا بنا رضینا بهم شیعة و طوبی لهم. هم و الله معنا فی درجتنا یوم القیامة.
راوی سؤال می کند: یا بن رسول الله آیاشما قیام کننده به حق هستید؟
حضرت فرمودند: من قیام کننده به حق هستم ولی آن قیام کننده ای که زمین را از (لوث وجود) دشمنان خدا پاک می کند و همانطور که زمین پراز ظلم وجود شده آن را مملو از عدالت می نماید پنجمین نفر از نسل من می باشد.
دو غیبتی بس طولانی دارد که به جهت خوف از قتل اوست. در این غیبت اقوامی (از امّت اسلام) مرتّد می شوند و گروهی دیگر ثابت قدم باقی می مانند. آنگاه فرمودند: خوشا بحال شیعیان ما که در زمان غیبت قائم ما، به حبّ ما تمسک کرده اند و بر دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما ثابت مانده اند. آنها از ما (اهل بیت) هستند و ما (نیز) از آنهاییم. به درستی که ایشان از امامت ما راضی و ما نیز از شیعه بودن ایشان رضایت داریم و خوشا بحال آنها. به خدا قسم ایشان در روز قیامت در درجه ما خواهند بود.
از این روایت ملاک اصل رضایت ائمه علیهم السلام از شیعیان ایشان آشکار می شود ولی قطعاً این رضایت نیز مراتبی دارد. یعنی همانطور که رضایت ما از امامت ائمه علیهم السلام مراتبی دارد که از اعمال ما مشخص است (مثلاً اگر شخصی در قلب خود به امامت ائمه علیهم السلام راضی است ولی در کردار بر خلاف فرمایشات ایشان عمل می کند معلوم می شود که واجب الاطاعه بودن فرمان ائمه علیهم السلام را در عمل رضایت کامل ندارد اگر چه قلباً پذیرفته است.)

رضایت امامان از ما نیز درجاتی دارد از این رو در حدیثی وجود مقدس پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند علی جان مَثل تو مثل سوره توحید است. که یکبار خواندن آن ثواب ثلث قرآن و دوبار خواندن ثواب دو ثلث قرآن و سه بار خواندن آن ثواب خواندن کل قرآن را دارد. تو را نیز اگر کسی فقط قلباً دوست داشته باشد یک ثلث ایمان در او وجود دارد و اگر کسی هم قلباً و هم در زبان به تو محبت داشته باشد دو ثلث ایمان در او وجود دارد و اگر کسی هم در قلب و هم در زبان تو را دوست داشته باشد و در کردار او نیز این محبت ظاهر باشد (و طبق فرمایشات ایشان عمل کند) تمامی ایمان در او وجود دارد. 
امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: "اذا اردت ان تعرف اصحابی فانظر الی من اشتدّ ورعه" هر گاه خواستی اصحاب من را بشناسی به کسی که تقوا و ورع او شدید است نگاه کن. و همچنان که می دانید رضایت ائمه اطهار(ع)، رضایت پروردگار متعال می باشد چنانچه نارضایتی آنان از بندگان ناخشنودی خداوند را در پی دارد. بهترين كار انجام واجبات و ترك محرمات مي باشد يعني هر آنچه كه خدا امر به انجام آن كرده به طور كامل انجام دهيم و هر آنچه كه خداوند حكيم نهي كرده و بر ما حرام دانسته ترك كنيم و به اين وسيله است كه شور و حال الهي در ما به وجود مي آيد و ...
پس باید امام زمان علیه السلام و وظایف خود نسبت به حضرت را بشناسیم و عمل کنیم، و مهمتر از همه تقوا و عمل به واجبات و پرهیز از گناه است که آن چه انسان را زودتر از هر چیز به مولایمان می رساند مراقبه و توجه به این که امام حاضر او را نظاره می کند و عمل بر اساس این معرفت می باشد. بهترین کار برای این آرزو به قول گفته حضرت آیت الله بهجت دام ظله: انجام واجبات و ترک محرمات می باشد و دعا نمودن برای تعجیل در فرج مولای غریب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد. البته خودسازی و بالا بردن سطح علمی و عملی انسان در مرحله اول می باشد و سپس ترویج فرهنگ مهدویت و آماده سازی اجتماعی برای تعجیل در ظهور حضرت مهدی(عج) می باشد.
چه کسی گفته باید تا زمان ظهور صبر کنیم بلکه بنا بر آن چه بزرگان می گویند باید اقدام کنیم زیرا خواست خداوند به درخواست ما تعلق می گیرد پس با احساس نیاز و دعا برای تعجیل در فرج و ... می توانیم ظهور مولایمان را تسریع بخشیم. پس اگر ما واقعی و به طور حقیقی او را صدا کنیم و او را از خدا تقاضا نماییم خدا که نعوذ بالله بخیل نیست که نعماتش را از ما دریغ گرداند بلکه این ما هستیم که با بی توجهی و با اعمال بدمان نعمات را به نقمات و بدبختی برای خودمان تبدیل می کنیم.
اللهم عجل لویک الفرج....     

+ نوشته شده توسط عبدالمهدی در 85/09/12 و ساعت 5 بعد از ظهر |